اکداد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اکداد. [ اَ ] (ع ص، اِ) فرقه فرقه . گویند: رأیت القوم اکداداً؛ دیدم آن قوم را فرقه فرقه . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). و رجوع به اکادید و اکدة شود. ◄ قوم اکداد؛ قوم شتابان . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ◄ قوم شکست خورده . (از اقرب الموارد).
اکداد. [ اِ ] (ع مص ) بند کردن و بازایستادن از کاری . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ بخل و امساک ورزیدن . (از اقرب الموارد).