اکثر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اکثر. [ اَ ث َ ] (ع ن تف ) بیشتر. (ناظم الاطباء). بسیارتر. (آنندراج ). نعت تفضیلی از کثرت . فزون تر. بیشتر. اغلب . بیش . زیادتر. غالب . مقابل اقل . (از یادداشت مؤلف ). عبارتست از بالاتر از نصف . (از اقرب الموارد). ♦ اکثر اوقات ؛ بیشتر هنگامها. (ناظم الاطباء). ♦ حد اکثر ؛ بیشینه . مقابل حداقل . (یادداشت مؤلف ). ♦ امثال : اکثر الظنون میمون . اکثر مصارع العقول تحت بروق المطامع . اکثر من تفاریق العصا . (یادداشت مؤلف ). ◄ عده ٔ زیاد. متعددتر. ◄ بسیار.(ناظم الاطباء). ◄ خانه ٔ پر. ◄ دست پر. (یادداشت مؤلف ).