اکثار
/vâže/
لغتنامه دهخدا
( اِ ) [ ع. ]<BR>۱- (مص م.) بسیار کردن، افزودن.<BR>۲- بسیار گفتن.<BR>۳- (مص ل.) پرمایه شدن.<br>
فرهنگ فارسی معین
( اِ ) [ ع. ] ۱- (مص م.) بسیار کردن، افزودن. ۲- بسیار گفتن. ۳- (مص ل.) پرمایه شدن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اکثار. [ اِ ] (ع مص ) افزودن . (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). ◄ بسیارمال کردن . (دهار). بسیارمال گردانیدن . (یادداشت مؤلف ) (المصادر زوزنی ). ◄ بسیار گردانیدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (تاج المصادر بیهقی ) (از اقرب الموارد). بسیار کردن . (غیاث اللغات ) (المصادر زوزنی ). ◄ بسیارمال شدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (المصادر زوزنی ) (از اقرب الموارد). ◄ بسیار آوردن سخن و جز آن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). بسیار آوردن . (از اقرب الموارد). بسیار گفتن . (دهار) (یادداشت مؤلف ) (غیاث اللغات ) : اختصار در سیاقت نظم اولی است از اطناب و اکثار. (ترجمه ٔ تاریخ قم ص ١٨٣). ◄ بر کردن خرمابن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). شکوفه بیاوردن خرما. (تاج المصادر بیهقی ). شکوفه کردن و میوه آوردن خرما. (یادداشت مؤلف ). ◄ بسیار خوردن . (غیاث اللغات ). ◄ (اِمص ) افزونی و زیادتی . (ناظم الاطباء). ◄ افراط. (ناظم الاطباء) (یادداشت مؤلف ). زیاده روی . زیاده روی کردن : اکثار در اکل . (یادداشت مؤلف ).
واژگان فارسی سره واژهدان
پرگویی، بسیارکردن، افزودن