اکثاب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اکثاب . [ اِ ] (ع مص ) کثبه خورانیدن کسی را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). رجوع به کثبه شود. ◄ نزدیک کسی رسیدن . گویند: اکثبه، و اکثب له و اکثب منه . (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). نزدیک آمدن . (المصادر زوزنی ). نزدیک رسیدن . (آنندراج ). ◄ پهلو دادن شکار و توانایی دادن شکارچی را بر شکار کردن آن . (از منتهی الارب ) (از آنندراج ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
اکثاب . [ اَ ] (ع ص، اِ) ج ِ کاثِبَة.(منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ج ِ کاثبة کواثب است ولی صاحب تاج العروس گفته است که جمع کاثبه، اکثاب نیزآمده است . (از اقرب الموارد). رجوع به کاثبة شود.