اکتشاف
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(اِ تِ) [ ع. ]<BR>۱- (مص م.) شکافتن، کشف کردن.<BR>۲- (اِمص.) کشف.<br>
فرهنگ فارسی معین
(اِ تِ) [ ع. ] ۱- (مص م.) شکافتن، کشف کردن. ۲- (اِمص.) کشف.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اکتشاف . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) نیک برهنه گردیدن زن وقت آرامیدن با شوی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). ◄ برجستن قچقار بر ماده . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ◄ گشودن . گشادن . بازکردن . (یادداشت مؤلف ). باز کردن . پرده برداشتن . پدید آوردن . کشف کردن . (فرهنگ فارسی معین ). کشف کردن . از آن است : اکتشافات، درباره ٔ کشف امور طبیعی و صنعتی . (از اقرب الموارد). ◄ بدست آوردن اطلاعاتی درباره ٔ دشمن بطرق مختلف . (فرهنگ فارسی معین ). ♦ جوخه ٔ اکتشاف ؛ دسته ٔ سربازانی که جهت تجسس مواضع دشمن از پیش بروند.
واژگان فارسی سره واژهدان
یافته، یافتن، نویابی، دریابی، پیدایش، پیبرد، بازیابی