اکتحال
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اکتحال . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) گیاه برآوردن گرفتن زمین . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). ◄ بدخواب شدن و پریدن خواب در شب . ◄ اثر غم در چهره پدید آمدن . (از اقرب الموارد). ◄ درشدت و سختی افتادن . (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از آنندراج ). در شدت افتادن پس از فراخی . (از اقرب الموارد). ◄ مااکتحلت عینی بک ؛ ای مارأیتک . (از اقرب الموارد). ◄ سرمه کشیدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از آنندراج ). سرمه کردن . به چشم کشیدن سرمه و مانند آنرا. (یادداشت مؤلف ). خویشتن را سرمه در چشم کردن . (المصادر زوزنی ) (از تاج المصادر بیهقی ). سرمه در چشم کشیدن . (غیاث اللغات ). ◄ (اِمص ) سرمه کشیدگی . (ناظم الاطباء).