اکباش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اکباش . [ اَ ] (ع ص ) ثوب اکباش ؛ جامه ای که رشته اش دوباره ریسند. (ناظم الاطباء). جامه ٔ هیچکاره . (ناظم الاطباء). ◄ (اِ) ج ِ کَبْش . (منتهی الارب ). ج ِ کبش به معنی قچقار است و آن در سال چهارم باشد. (آنندراج ). ج ِ کَبْش . (اقرب الموارد). و رجوع به کَبْش شود.