اکال
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اکال . [ اِ ] (ع مص ) زحمت یافتن ناقه به خارش رحم از پشم برآوردن بچه در شکمش . (ناظم الاطباء). ◄ خرد شدن دندانها و افتادن آنها. (از ناظم الاطباء). ◄ اُکلَه . (ناظم الاطباء). رجوع به اکله شود. ◄ سر چیزی را خوردن . ◄ فانی کردن عمر. ◄ فانی کردن آتش هیزم را. (از اقرب الموارد). ◄ مُؤاکَلَة. (ناظم الاطباء). و رجوع به مؤاکلة شود. ◄ خوردن بعضی مر بعضی را. (ناظم الاطباء). و رجوع به اُکال شود.
اکال . [ اُ ] (ع مص ) خوردن بعضی مر بعضی را. (ناظم الاطباء). ◄ اَکْلَة. (از اقرب الموارد). و رجوع به اکله و اَکال . شود. ◄ اَکال . (از اقرب الموارد). و رجوع به سه معنی اخیر اَکال شود.
اکال . [ اُ ] (ع اِ) ج ِ اُکل و اُکُل . (ناظم الاطباء). رجوع به اکل شود. ◄ (اِ مص ) خارش . (ناظم الاطباء). خارش . گویند: وجدت فی جسدی اُکالاً. (از مهذب الاسماء).