اژدر
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(اَ دَ) (اِ.)<BR>۱- ابزاری جنگی که با آن کشتی را غرق کنند.<BR>۲- اژدها.<br>
فرهنگ فارسی معین
(اَ دَ) (اِ.) ۱- ابزاری جنگی که با آن کشتی را غرق کنند. ۲- اژدها.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اژدر. [ اَ دَ / اِ دَ ] (اِ) مار بزرگ . (برهان ). مار بزرگ جثه . (غیاث اللغات ). اژدرها. اژدها. تنّین . ثعبان . (بحر الجواهر). بَرغَمان . بُرسان . در اساطیر قدیمه نام ماری بغایت عظیم که از دهان آن آتش بیرون میریخته است : وزین هفت سر اژدر عمرخوار بپرهیزدآنکو بود هوشیار. لبیبی . ◄ سر علم و رایت . (برهان ). ◄ تُرپی . تُرپیل . تورپیل . (فرهنگستان ). رجوع به تُرپی و تورپیل شود. ◄ (اِخ ) شکلی است در فلک بصورت اژدها که آنرا رأس و ذنب نیز گویند. (غیاث اللغات ). تنّین . اژدهای فلک . و رجوع به ثوابت شود. و رجوع به اژدرها و اژدها شود.
فرهنگ نامهای فارسی
نام فارسی