اولجا
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اولجا. [ اُ ] (ترکی، اِ) اولجه . اسیر و بندی . (ناظم الاطباء). ◄ غارت و غنیمت . (ناظم الاطباء) (جهانگیری ) : و آخرالامر قلعه نیز مستخلص شد و محترفه ٔ بسیار را اسیر کردند واولجای بی اندازه گرفتند. (جامع التواریخ رشیدی ).