فرهنگ لغت

اوضاع

/vâže/

فرهنگ فارسی معین

(اَ یا اُ) [ ع. ] (اِ.) جِ وضع. ۱- هیئت‌ها، شکل‌ها. ۲- احوال. ؛~ کسی را بی ریخت کردن آرامش کسی را به هم زدن، وضع کسی را به هم ریختن. ؛~ و احوال چگونگی کارها، کیفیت چیزی یا جایی.

معنی اوضاع | فرهنگ لغت