اوشرده
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اوشرده . [ اَ ش ُ دَ / دِ ] (ن مف ) افشرده . رجوع به افشرده شود. ♦ اوشرده شدن ؛ افشرده شدن، الانتفاض . اوشرده شدن . (تاج المصادر بیهقی ). رجوع به افشرده و افشرده شدن شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اوشرده . [ اَ ش ُ دَ / دِ ] (ن مف ) افشرده . رجوع به افشرده شود. ♦ اوشرده شدن ؛ افشرده شدن، الانتفاض . اوشرده شدن . (تاج المصادر بیهقی ). رجوع به افشرده و افشرده شدن شود.