اوشان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اوشان . (اِ) به معنی آنهاست که جمع غایب باشد. (برهان ). او. آنها : خوبان همه سپاهند اوشان خدایگان است مرنیکبختیم را بر روی او نشان است . رودکی .
اوشان . (اِخ ) دهی است جزء دهستان رودبار قصران بخش افجه شهرستان تهران . آب آن از چشمه سار و رودخانه ٔ جاجرود و آهار و محصول آنجا غلات، میوجات مختلف، قلمستان، سیب زمینی و عسل است . ساختمان دبستان آن از بناهای سلطنتی است . تابستان حدود ٥٠ خانوار از شهر برای هواخوری در این ده ساکن میشوند. دو مهمانخانه و چندین دکان مختلف دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ١).
اوشان . [ اَ / اُو ] (نف مرخم ) افشان، که پاشیدن و افشاندن باشد. (آنندراج ) (برهان ) (انجمن آرا).