اوسیمون
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اوسیمون . [ اَ ] (از یونانی، اِ) تودری . (ناظم الاطباء) (انجمن آرا). دوایی است که آنرا تودری گویند اگر به آب بیامیزند و بر ورمهای بن گوش ضماد کنند نافع باشد. (برهان ) (آنندراج ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اوسیمون . [ اَ ] (از یونانی، اِ) تودری . (ناظم الاطباء) (انجمن آرا). دوایی است که آنرا تودری گویند اگر به آب بیامیزند و بر ورمهای بن گوش ضماد کنند نافع باشد. (برهان ) (آنندراج ).