اوزجند
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اوزجند. [ ج َ ] (اِخ ) نام شهری است بماوراءالنهر از نواحی فرغانه . (مراصد الاطلاع ) : گریه ٔ من خنده شد چون بسعادت رسید گنج هنر سعد دین از سفر اوزجند. سوزنی . به اوس و اوزجند از تو خبر شد که ساده شکّری ﱡ و ناب قندی . سوزنی . رجوع به اوزگند شود.