اورانوس
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(اُ) [ فر. ] (اِ.) اصل واژه لاتینی است.<BR>۱- هفتمین سیاره از لحاظ بعُد فاصله نسبت به خورشید.<BR>۲- رب النوع آسمان.<br>
فرهنگ فارسی معین
(اُ) [ فر. ] (اِ.) اصل واژه لاتینی است. ۱- هفتمین سیاره از لحاظ بعُد فاصله نسبت به خورشید. ۲- رب النوع آسمان.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اورانوس . (اِخ )٣ در دین یونان خدای آسمان (رب النوع ) و اول فرمانروای جهان، پسر گایا و پدر تیتانها و سیکلوپها.وی چون از دیدن هیکل کریه فرزندان خود بیزار بود آنها را در تارتاروس محبوس کرد. گایا کرونوس را برانگیخت تا او را معزول کرده و بجایش نشست . از خونش که بزمین ریخت عفریت ها و ارینوئس برخاستند و از آنچه بدریا ریخت آفرودیته بوجود آمد. (دایرةالمعارف فارسی ).
اورانوس . (یونانی، اِ) آسمان . (ناظم الاطباء) (دایرةالمعارف فارسی ).
اورانوس . (اِخ ) در نجوم هفتمین سیاره (از لحاظ فاصله از خورشید) در منظومه ٔ شمسی، پنج قمر دارد (پنجمین در ١٩٤٨م . کشف شد). اورانوس را هرشل کشف کرد (در ١٧٨١). مطالعه در اختلالات حرکت آن منجر به کشف نپتون شد. (دایرةالمعارف فارسی ).
واژگان فارسی سره واژهدان
آهوره
فرهنگ نامهای فارسی
نام زنانه