اورامان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اورامان . [ اَ ] (اِخ ) هَورامان . مشهور بشهر اورامان . ده مرکز قدیمی بخش اورامان فعلاً جزء بخش زرآب شهرستان سنندج دارای ١٣٥٠ تن سکنه .آب آن از چشمه و محصول آنجا انواع میوجات و مختصر گندم، جو، ذرت . شغل اهالی باغبانی، گله داری، نجاری، آهنگری، شال بافی، جاجیم و گلیم بافی . راه مالرو و صعب العبور دارد. قلعه خرابه ای معروف به پیر رستم در آنجاست و دبستان دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٥).