اوراق کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~. کَ دَ) [ ع - فا. ] (مص م.) (عا.)<BR>۱- ورق ورق کردن، اجزای چیزی را از هم جدا کردن.<BR>۲- با ضربه از پای درآوردن، ناقص کردن.<BR>۳- روحاً و جسماً ذلیل و ناتوان کردن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~. کَ دَ) [ ع - فا. ] (مص م.) (عا.) ۱- ورق ورق کردن، اجزای چیزی را از هم جدا کردن. ۲- با ضربه از پای درآوردن، ناقص کردن. ۳- روحاً و جسماً ذلیل و ناتوان کردن.