اواه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اواه . [ اَ] (اِ) آواه و انعکاس آواز و صدا. (ناظم الاطباء).
اواه . [ اَوْ وا ] (ع ص ) بسیارآوه کننده از ترس خدای . (ترجمان علامه ٔ جرجانی، ترتیب عادل ). آنکه آه بسیار کند. (از مهذب الاسماء). دعاخواننده بزاری و مؤمن و نرم دل و آه کننده و کسی که بزبان حاجت ندارد و هرچه کند بدل کند. (از آنندراج ) (غیاث اللغات ). مرد با یقین و نرم دل و بسیاردعا و زاری کننده از بیم خدای عزوجل . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ج، اواهون . (از مهذب الاسماء). ◄ فقیه ومؤمن بزبان حبشه . (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء).
اواه . [ اَ وْ وا ] (اِخ ) لقب حضرت ابراهیم خلیل : باد آهی کابر اشک چشم راند مر خلیلی را بدان اواه خواند. مولوی .