اهور
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اهور. [ اَهَْ وَ ] (اِ) معشوق و مطلوب . (برهان ) (هفت قلزم ) (ناظم الاطباء). معشوق و محبوب . (جهانگیری از شعوری ) : دو گوشت همیشه سوی گنجگاو دو چشمت همیشه سوی اهوران . منوچهری .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اهور. [ اَهَْ وَ ] (اِ) معشوق و مطلوب . (برهان ) (هفت قلزم ) (ناظم الاطباء). معشوق و محبوب . (جهانگیری از شعوری ) : دو گوشت همیشه سوی گنجگاو دو چشمت همیشه سوی اهوران . منوچهری .