اهنامه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اهنامه . [ اَ م َ / م ِ ] (اِ) کر و فر وخودآرایی و خودنمایی . (برهان ) (ناظم الاطباء) (هفت قلزم ). خویش آرایی و خودآرایی و هوش و بوش . (فرهنگ شعوری ) (مؤید الفضلاء). ◄ هر چیز که زود از دست برود و از انتفاع بازماند و شکسته شود. (برهان ) (هفت قلزم ) (ناظم الاطباء) (مؤید الفضلاء). ◄ دولت . (ناظم الاطباء) (برهان ). ◄ عشق و رسوائی . (هفت قلزم ) (برهان ) (از ناظم الاطباء) (مؤید الفضلاء). رسوایی . (فرهنگ شعوری ). رسوایی و فضیحت .(آنندراج ) (انجمن آرا). شعوری برای معنی رسوایی این دو بیت را از باباطاهر شاهد آورده است : زخم اهنامه مستوران چه دانند اوج دیدار او دونان چه دانند. باباطاهر. شاخ اهنامه بی ما برنگیری ز هر باران صدف گوهر نگیری . باباطاهر. (شعوری ج ١ ورق ١٣١) لیکن در مجموعه ٔ ابیات باباطاهر دیده نشد.