اهم
/vâže/
لغتنامه دهخدا
( اُ ) [ فر. ] (اِ.) واحد مقاومت الکتریکی است.<br>
فرهنگ فارسی معین
( اُ ) [ فر. ] (اِ.) واحد مقاومت الکتریکی است.
(اَ هَ مّ) [ ع. ] (ص تف.) مهم تر، ضرورتر.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اهم .[ اَ هََم م ] (ع ن تف ) مهمتر. ضرورتر. (ناظم الاطباء). کنایه از مشکل تر و ضرورتر. (از آنندراج ) (غیاث اللغات ). نعت تفضیلی از مهم : الاهم فالاهم . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). ◄ سخت در اندوه دراندازنده . (غیاث اللغات ) (آنندراج ). اَهَم . (ناظم الاطباء).
اهم . [ اُ ] (اِ) واحد مقاومت الکتریکی مدار است و آن مقاومت ستونی از جیوه است در برابرجریان الکتریسیته با این مشخصات : درجه ٔ حرارت : صفر، ارتفاع : ١٠٦/٣ سانتی متر، قاعده : یک میلیمتر مربع.
واژگان فارسی سره واژهدان
مهندترین، برجستهترین، برجستهتر