اهلوب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اهلوب . [اُ ] (ع اِ) حال . گونه . ج، اهالیب . (منتهی الارب ).
اهلوب . [ اِ ل َ ] (اِ) بلغت ژند و پاژند بهشتی را گویند که در مقابل دوزخی است . اهلبوب . (هفت قلزم ). هزوارش و مصحف اهلنوب . و رجوع به اهلبوب شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اهلوب . [اُ ] (ع اِ) حال . گونه . ج، اهالیب . (منتهی الارب ).
اهلوب . [ اِ ل َ ] (اِ) بلغت ژند و پاژند بهشتی را گویند که در مقابل دوزخی است . اهلبوب . (هفت قلزم ). هزوارش و مصحف اهلنوب . و رجوع به اهلبوب شود.