اهدام
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اهدام . [ اَ] (ع اِ) ج ِ هِدم . جامه ٔ کهنه و در پی کرده یا خاص است به گلیم پشمینه . (آنندراج ) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). جامه های کهنه . (مؤید). و رجوع به هدم شود.
اهدام . [ اِ ] (ع مص ) سخت آزمند گشن گردیدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). سخت آزمند گشن گشتن ناقة. مهدم، نعت است از آن . (آنندراج ). ◄ در عبارت زیر بمعنی خراب کردن و منهدم ساختن است : بحکم مصلحت سیاست و رعایت جانب مروت، افساد و اهدام ذات او واجب گردد. (سندبادنامه ص ٩٨).