اهداء
/vâže/
لغتنامه دهخدا
( اِ ) [ ع. ] (مص م.) هدیه دادن، هدیه فرستادن.<br>
فرهنگ فارسی معین
( اِ ) [ ع. ] (مص م.) هدیه دادن، هدیه فرستادن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اهداء. [ اِ ] (ع مص ) هدیه فرستادن و دادن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). هدیه و تحفه فرستادن . (غیاث اللغات ) (آنندراج ). هدیه فرستادن . (تاج المصادر بیهقی ) (مجمل ). ◄ فرستادن عروس را بخانه ٔ شوی . (منتهی الارب ) (آنندراج ). فرستادن بیوک را بخانه ٔ شوی . و به این دو معنی اخیر ناقص یایی است . (از ناظم الاطباء). ◄ دست زدن کودک را تا بخواب شود. ◄ آرام دادن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ گوژپشت گردانیدن پیری کسی را. ◄ آماسیده دوش گردانیدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). بسیار آماسیدن . (تاج المصادر بیهقی ). ◄ قربانی بحرم فرستادن . (تاج المصادر بیهقی ).
واژگان فارسی سره واژهدان
پیشکش، ارمغان