اهتلال
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اهتلال . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) درخشیدن ابرو و روی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). درخشیدن روی و ابرو و برق . (آنندراج ). ◄ دندان آشکار کردن بخنده . (منتهی الارب ) (آنندراج ). آشکار کردن دندان بخنده . (ناظم الاطباء).