اهتقاع
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اهتقاع . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) بند کردن و بازداشتن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ خوابانیدن گشن ناقه را و سکیزیدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). خوابانیدن گشن ماده شتر را. (ناظم الاطباء). ◄ بازآمدن تب بعد یک روز. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ترک کردن تب کسی را روزی و سپس بازگشتن و داغ ساختن او را. (از اقرب الموارد). ◄ بازگردیدن هر چیزی . ◄ برگشتن رنگ . یستعمل مجهولا. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).