اهانت
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(اِ نَ) [ ع. اهانة ] (مص م.) توهین کردن، تحقیر کردن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(اِ نَ) [ ع. اهانه ] (مص م.) توهین کردن، تحقیر کردن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اهانت . [ اِ ن َ ] (ع مص ) اهانة. سبک داشتن کسی را. (صراح از غیاث اللغات ). خوار وذلیل گردانیدن . (ناظم الاطباء). حقیر و سبک داشتن کسی را و خواری کردن و با لفظ کشیدن و کردن مستعمل است . (آنندراج ). خوار کردن . حقیر داشتن . سبکداشت . حقیر شمردن . خوار داشتن . خوار گرفتن . توهین . تحقیر. استخفاف . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). و رجوع به اهانة شود. ◄ (حامص ) حقارت . تحقیر. خواری . ذلت . (ناظم الاطباء). سبکداشت . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
مترادف و متضاد واژهدان
استخفاف، بیحرمتی، تحقیر، توهین، خوارداشت، وهن، هتکحرمت (متضاد: احترام)
واژگان فارسی سره واژهدان
سبککردن، خوارداشت، خوار، خارسازی، بد زبانی، بددهانی