اهالی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اهالی . [ اَ ] (ع اِ) ج ِ اهل بر خلاف قیاس است، اعیان و اشراف . (از شرح نصاب و کنز بنقل غیاث اللغات ) (آنندراج ). ج ِ اَهل . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). رجوع به اهل شود. ◄ مأخوذ از تازی، کسانی که در جایی مسکن دارند و متوطن درآنجا می باشند و مردمان و اشخاص و اعضاء و افراد قبیله و طایفه و خانواده و کسان خانه و عیال و اعیان و اشراف . (از ناظم الاطباء). ♦ اهالی موالی، اهالی و موالی ؛ مردمان غنی و فقیر. رجال دولت . خدم و حشم . (ناظم الاطباء).