فرهنگ لغت

انگزد

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

انگزد. [ اَ گ ُ زَ ] (اِ) انگوزه . انگژد: از سیستان جامه های فرش افتد بر کردار طبری و زیلوها بر کردار جهرمی و خرمای خشک و انگزد. (حدود العالم ). و رجوع به انگژد شود.

معنی انگزد | فرهنگ لغت