انوری | دیوان اشعار | مقطعات | شماره ۶۵ - مطایبه
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
حاجبت رگ ز دست دانستم از چه معنی از آنکه محرورست رگ زند هرکه او بود محرور عذر عذرت مخواه معذورست خیری خانه گر خراب شدست غم مخور تابحانه معمورست من ز خیری به تابخانه شوم که نه من لنگم و نه ره دورست