انوری | دیوان اشعار | مقطعات | شماره ۴۶۸ - در تقاضا
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
خداوندا حریفان آمدستند که تا با من کنند امشب عدیلی به زر سیکی نمییابم در این شهر وگرنه نیست در طبعم بخیلی اعانت کن مرا امشب به سیکی و یا بیرون کن اینها را به سیلی
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
خداوندا حریفان آمدستند که تا با من کنند امشب عدیلی به زر سیکی نمییابم در این شهر وگرنه نیست در طبعم بخیلی اعانت کن مرا امشب به سیکی و یا بیرون کن اینها را به سیلی