فرهنگ لغت

انوری | دیوان اشعار | مقطعات | شماره ۴۲

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

به خدایی که در ولایت غیب عالم السر و الخفیاتست که غمت شه رخم به اسب فراق آن چنان زد که بیم شهماتست

معنی انوری | دیوان اشعار | مقطعات | شماره ۴۲ | فرهنگ لغت