فرهنگ لغت

انوری | دیوان اشعار | مقطعات | شماره ۴۱۴

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

شب تاریک و باد سرد و ابر تند و بارنده غلاما خیز و آتش کن که هیزم داری افکنده اگر از دود و آن آتش ترا مهمان فراز آید تو از مال من آزادی که مهمان بهتر از بنده

معنی انوری | دیوان اشعار | مقطعات | شماره ۴۱۴ | فرهنگ لغت