فرهنگ لغت

انوری | دیوان اشعار | غزلیات | غزل شماره ۱۷۶

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

دوش در ره نگارم آمد پیش آن به خوبی ز ماه گردون بیش گشته از روی و زلف خونخوارش خاک گلرنگ و باد مشک پریش چون مرا دید ساعتی از دور آن بت نیکخواه نیک‌اندیش به اشارت نهان ز دشمن گفت کالسلام علیک‌ای درویش

معنی انوری | دیوان اشعار | غزلیات | غزل شماره ۱۷۶ | فرهنگ لغت