فرهنگ لغت

انوری | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۹۷

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

با یار مرا زور و ستم درنگرفت زاری و فغان و لابه هم درنگرفت از شعر ترم چو سنگ نم درنگرفت تدبیر درم کنم که دم درنگرفت

معنی انوری | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۹۷ | فرهنگ لغت