فرهنگ لغت

انوری | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۶۲

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

تا دست امید ما شکستیم ز دوست زیر لگد فراق پستیم ز دوست دشمن به دعای شب چرا برخیزد چون ما به چنین روز نشستیم ز دوست

معنی انوری | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۶۲ | فرهنگ لغت