فرهنگ لغت

انوری | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۵۲

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

چون حسن تو رنج من به عالم سمرست کارم چو سر زلف تو زیر و زبرست دیدم ز غمت بسی جفاها لیکن نادیدن تو ز هرچه دیدم بترست

معنی انوری | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۵۲ | فرهنگ لغت