انوری | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۳۶۸
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
دورم ز قرار و خواب از دوری تو وز پرده برون شدم به مستوری تو گویی که کراست برگ مهجوری من انگشت به خود کشم به دستوری تو
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
دورم ز قرار و خواب از دوری تو وز پرده برون شدم به مستوری تو گویی که کراست برگ مهجوری من انگشت به خود کشم به دستوری تو