انوری | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۳۲
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
دی میشد و از شکوفه شاخی در دست گفتم به شکوفه وعده بود این آن هست برگشت و به طعنه گفتای عشوهپرست نشنیدی که هرچه بشکفت نه بست
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
دی میشد و از شکوفه شاخی در دست گفتم به شکوفه وعده بود این آن هست برگشت و به طعنه گفتای عشوهپرست نشنیدی که هرچه بشکفت نه بست