انوری | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۲۹
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
دل در خم آن زلف معنبر بنشست جان گفت که دل رفت وزین غمکده رست من هم پی دل روم به هر حال که هست مسکین چو به لب رسید پایش بشکست
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
دل در خم آن زلف معنبر بنشست جان گفت که دل رفت وزین غمکده رست من هم پی دل روم به هر حال که هست مسکین چو به لب رسید پایش بشکست