انوری | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۱۵۷
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
خوی تو ز دوستی چو دامن بفشاند ننشست که تا به روز هجرم ننشاند گویی که اگر چنین بمانی چه کنم دل ماتم جان نداشت دیگر چه بماند
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
خوی تو ز دوستی چو دامن بفشاند ننشست که تا به روز هجرم ننشاند گویی که اگر چنین بمانی چه کنم دل ماتم جان نداشت دیگر چه بماند