انهضام
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(اِ هِ) [ ع. ] (مص ل.) هضم شدن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(اِ هِ) [ ع. ] (مص ل.) هضم شدن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
انهضام . [ اِ هَِ ] (ع مص ) گواریدن و گوارد شدن . (منتهی الارب ). گوارا شدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). طعام سریعالانهضام، طعام زودگوارا در برابر بطی ٔ الانهضام . (آنندراج ). طعام زودگذرنده و گوارا. (ناظم الاطباء). گوارنده شدن . (تاج المصادر بیهقی ). گواریده شدن . (المصادر زوزنی ). ◄ رانده شدن و شکسته شدن . (ناظم الاطباء): هضم الشی ٔ فانهضم ؛ ای دفعه عن موضعه و کسره . (ناظم الاطباء). ◄ انضمام . انهضم الشی ٔ؛ انضم . (اقرب الموارد).