فرهنگ لغت

انهدام

/vâže/

واژگان فارسی سره واژه‌دان

ویرانی، ویرانگری، ویران کردن، نیستی، نابی، نابودی، نابودسازی، نابود کردن

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی انهدام | فرهنگ لغت