انقی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
انقی . [ اَ قا ] (ع ص ) رجل انقی ؛ مرد باریک بینی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ◄ دقیق القصب . (از اقرب الموارد). آنکه استخوان قصب باریک دارد. (یادداشت مؤلف ). ◄ (ن تف ) نفی تر. (از اقرب الموارد). پاکیزه تر. پاک تر. ♦ امثال : انقی من الدمعة . انقی من طست العروس . انقی من لیلة الصدر . انقی من مرآة العزیبة . (یادداشت مؤلف ).