انقلابی
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~.) [ ع - فا. ] (ص نسب.)<BR>۱- منسوب به انقلاب، شورشی.<BR>۲- طرفدار انقلاب.<BR>۳- انقلاب کننده.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~.) [ ع - فا. ] (ص نسب.) ۱- منسوب به انقلاب، شورشی. ۲- طرفدار انقلاب. ۳- انقلاب کننده.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
انقلابی . [ اِ ق ِ ] (ص نسبی ) منسوب به انقلاب . شورشی . ◄ کسی که طرفدار انقلاب است . ◄ (اِخ ) نام فرقه ای در اول مشروطیت . (یادداشت مؤلف ).
مترادف و متضاد واژهدان
چریک، مبارز اخلالگر، شورشگر، شورشی
فرهنگ طیفی واژهدان
بنیادی، ریشهای، اساسی تندرو، مکتبی، رادیکال متجدد، نوگرا، مدرن کمالگرا [کمال] ویرانگر، مخرب فتنهجو، یاغی، سرکش خشن، شدید