انقضاض
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(اِ قِ) [ ع. ] (مص ل.)<BR>۱- افتادن به سرعت (بنا و غیره)<BR>۲- رفتن ستاره، سقوط سریع ستاره ؛ ج. انقضاضات.<br>
فرهنگ فارسی معین
(اِ قِ) [ ع. ] (مص ل.) ۱- افتادن به سرعت (بنا و غیره) ۲- رفتن ستاره، سقوط سریع ستاره ؛ ج. انقضاضات.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
انقضاض . [ اِ ق ِ ] (ع مص ) افتادن دیوار. (منتهی الارب )(ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). بیفتادن بنا. (ترجمان القرآن جرجانی ) (تاج المصادر بیهقی ). افتادن بنا. (آنندراج ). ◄ فرودآمدن مرغ و ستاره از هوا. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).فرود آمدن مرغ بر چیزی . (مصادر زوزنی ). فرود آمدن مرغ از هوا و رفتن ستاره . (آنندراج ). رفتن ستاره . (ترجمان القرآن جرجانی ). برفتن ستاره . (تاج المصادر بیهقی ) (مصادر زوزنی ). ◄ پراکنده شدن اسب بر قوم . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).پراکنده شدن . (تاج المصادر بیهقی ) (مصادر زوزنی ). پراکنده شدن اسبان . (یادداشت مؤلف )، یقال : انقضت الخیل علیهم ؛ ای انتشرت . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).