انصرام
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(اِ ص ِ) [ ع. ]<BR>۱- (مص ل.) بریده شدن، قطع شدن.<BR>۲- (اِمص.) بریدگی.<br>
فرهنگ فارسی معین
(اِ ص ِ) [ ع. ] ۱- (مص ل.) بریده شدن، قطع شدن. ۲- (اِمص.) بریدگی.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
انصرام . [ اِ ص ِ ] (ع مص ) بریدن و منقطع گردیدن . (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). بریده شدن و منقطع شدن . (غیاث اللغات ) (آنندراج ). انقطاع . (تاج المصادر بیهقی ) (مصادر زوزنی ) (از اقرب الموارد). پاره پاره شدن . (یادداشت مؤلف ). ◄ آخر شدن . (غیاث اللغات ) (آنندراج ). گذشتن . (از اقرب الموارد). سر آمدن . برسیدن . بپایان رسیدن . بسر رسیدن مدت . بسر رسیدن . بررسیدن . انقضاء. (یادداشت مؤلف ). ◄ (اِمص ) بریدگی . (فرهنگ فارسی معین ).