انشناج
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
انشناج . [ اِ ش ِ ] (ع مص ) ترنجیده شدن پوست . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). منقبض شدن پوست . (از اقرب الموارد). به انجوغ شدن . (تاج المصادر بیهقی ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
انشناج . [ اِ ش ِ ] (ع مص ) ترنجیده شدن پوست . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). منقبض شدن پوست . (از اقرب الموارد). به انجوغ شدن . (تاج المصادر بیهقی ).