فرهنگ لغت

انشعاب کردن

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

منشعب شدن، جدا شدن، کناره‌گیری کردن، ازعضویت استعفا دادن، تغییر عقیده دادن

معنی انشعاب کردن | فرهنگ لغت